خواجه نصير الدين الطوسي
558
اخلاق محتشمى ( فارسى )
فلا تحتفل بالنّاس فى الحمد « 1 » و الثّنا * و لا تخش غير اللّه فاللّه اكبر اينست خاتمهء كلام عبد اللّه بن المقفع « 2 » رحمه اللّه در اين رساله . دعا گوى [ مخلص ] از « 3 » عرض اين [ نقد نبهره درين ] كلمات ناخوش و مترجمات مشوش و سخن ركيك [ 39 پ ] و عبارت « 4 » واهى بر « 5 » نظر مجلس ( شريف ) عالى [ بزرگوار شاهنشاهى ] كه محك عيار دانش است ، معرض تشوير و خجلت ميتواند بود ، چه نقدهايى بس نفايه است اين ، و ناقد بس بصير « 6 » ، امّا المأمور معذور . اميد بكرم بزرگوار است كه عيب و عوار آن بستر اغضا و تجاوز مستور ماند . و اگر اين نمودار بشرف ارتضا پيوندد ، و روزگار عادت سجاحت « 7 » و سماحت ورزد ، و از سر مضايقت و معاوقت برخيزد ، و توفيق رفيق باشد ، بعد « 8 »
--> ( 1 ) - خ : و الحمد . ( 2 ) - خ : عبد اللّه مقفع . ( 3 ) - خ : را . ( 4 ) - خ : عبارات . ( 5 ) - خ : در . ( 6 ) - ص : نادر بس بصير ؛ خ : نقدهايش بلقا زشت ( ؟ ) و اين ناقد بصير - ولى درست « نفايه » است به معناى : « تيره و تاريك و سيم مغشوش » ناصر خسرو گويد : اى ناكس و نفايه تن من درين جهان * همسايهاى نبوده كس از تو بتر مرا در قرة العين قاضى اوس ( بند 23 فصل 1 قسم 1 نسخهء 4064 فاتح ) آمده است : پارسى ، مردمان گويند : فلان چون سيم نفايه در اين كيسه بمانده است ( در نسخهء سلطنتى آمده : قلب ) ( 7 ) - ص : شجاعت . ( 8 ) - ص : و بعد .